محجبه

محجبه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت فاطمه زهرا (س)» ثبت شده است

۰۶اسفند
علی رضا عظیمی راد
۰۵اسفند

 

نویسنده:محمد محمدی ری شهری

علی رضا عظیمی راد
۰۳اسفند

سلام

حتما نظر و احساستون را نسبت به این مطلب بنویسید. من که با خوندنش بغضم ترکید و اشکام جاری شد.

در ماشین رو بست...

حواسش نبود...

چادرش گیر کرده بود به در ماشین...

ماشین حرکت کرد...

همراه چادرش کشیده شد رو زمین..

چادر از سرش کشیده شد...

چندتا مرد هراسون دویدنو زدن به بدنه ی ماشین

حاجی واستا...نگه دار...

چادرش خاکی شد

چادرش پاره شد

علی رضا عظیمی راد
۲۸بهمن

فرازی از حدیث کساء از زبان حضرت فاطمه زهرا (س)

 

على علیه السلام به پدرم گفت :اى رسول خدا به من بگو این جلوس و نشستن ما در زیر کساء چه فضیلتى و چه شرافتى نزد خدا دارد؟
پیغمبر(ص ) فرمود: سوگند بدان خدائى که مرا به حق به پیامبرى برانگیخت و به رسالت و نجات دادن خلق برگزید، که ذکر نشود این خبر و سرگذشت ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمین که در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت حق و فرا گیرند ایشان را فرشتگان و براى آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند.
على که این فضیلت را شنید فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند مارستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند.
دوباره پیغمبر فرمود: اى على سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت برانگیخت و به رسالت و نجات دادن خلق برگزید، ذکر نشود این خبر و سرگذشت ما درانجمن ومحفلى از محافل مردم زمین که در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکى باشد جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکى جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهى باشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد.
على گفت : بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند.

علی رضا عظیمی راد
۲۸بهمن

حدیث کساء



عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وآله

از فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلى اللّه علیه وَآلِهِ


قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى بَعْضِ الاَْیّامِ

جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در بعضى از روزها

فَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ

و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم : بر تو باد سلام
علی رضا عظیمی راد
۱۲دی
حضرت موسی بن جعفر (ع) از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاﻃمه (س) برخاست و چادر به سر کرد.

رسول خدا (ص) فرمود: «چرا از او رو میگیری، او که تو را نمی بیند؟»

فاﻃمه (س) عرض کرد: «او مرا نمی بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی بیند ولی بوی مرا که حس می کند.»

رسول خدا (ص) فرمود: «شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»
علی رضا عظیمی راد
۱۵آبان

الهی رخصت...

"چادرم سخنها دارد"

هیچ نخواهم جز گوشی برای شنیدن و زبانی برای گفتن
آری ...
خواهرم مخاطب گفته های دل غمگینم تو هستی سخن از عمق وجودم برآید
سیاهی من با تو ...
یک دل سیر غزل و مثنوی سرآید
خطابه و سخنور نیستم جز اینکه ارثیه بانویی پهلو شکسته ام خواهـــــرم!!!
حرفها را عامیانه میگویم تا گزافه زیاد نشود

علی رضا عظیمی راد
۲۶مهر

حضرت زینب علیها السلام درپاسداری از عفت و عصمت، سرآمد دختران روزگار بود. وی با الهام از پیام آسمانی قرآن و طبق آموزه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل‏بیت علیهم السلام  حجاب و عفت را مانند گوهری ارزشمند برای یک زن مسلمان می‌دانست و بر این باور بود که زن، هنگامی به خدای خود نزدیک‌تر است که خود را از معرض دید مردان بیگانه ـ به غیر موارد ضروری ـ حفظ کند. او از مادرش آموخته بود: «لَیسَ شَیءٌ خَیراً لِلمَرأَةِ مِن اَن لاَ یَرَاهَا الرَّجُلُ وَلاَ تَرَاهُ؛[*] چیزی برای زن نیکوتر از این نیست که مرد [نامحرم] او را نبیند و او هم مرد [نامحرم] را نبیند.»
برای همین، دختر جوان زهرا علیها السلام خود را کاملاً از دید نامحرمان می‌پوشاند.
یحیای مازنی یکی از اهالی مدینه می‌گوید که من در مدینه و در همسایگی امیر مؤمنان، علی علیه السلام بودم و منزل من، پهلوی منزلی بود که زینب، دختر علی علیه السلام در آنجا زندگی می‌کرد. به خدا سوگند! هیچ‌گاه کسی، قد و قامت او را ندید و صدای او را هم نشنید. او هرگاه می‌خواست به زیارت جدّ بزرگوارش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برود، در دل شب و به همراه پدرش امیرمؤمنان علیه السلام و برادرانش حسن و حسین علیهما السلام  می‌رفت. علی علیه السلام درباره تشرف این‌گونه زینب علیه السلام به امام حسن علیه السلام می‌فرمود:
«اَخْشَی اَنْ یَنْظُرَ اَحَدٌ اِلَی شَخْصِ اُخْتِکَ زَیْنَبُ؛[**] بیم دارم که کسی به اندام خواهرت زینب نگاه کند.»


*مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام ، محمد کوفی، نشر مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، قم، ص 210.

**وفیات الائمة، جمعی از نویسندگان، نشر دار البلاغة،‌ بیروت، ص 435.

علی رضا عظیمی راد