محجبه

محجبه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان

۲۰ مطلب با موضوع «شهدا» ثبت شده است

۲۴آذر

<صدای بیسیم>
حاجی اینجا روسری ها عقب نشینی کردن... دشمن محاصرمون کرده؛ رو پشت بومھا بمبهای بشقابی گذاشته؛
قلب و فکرمون رو هدف گرفته؛ خیلی تلفات دادیم...
حاجی اینجا مانتو ها دیگه دکمه نداره... اونم با آستین های کوتاه !!!
سلاح جدیدشون ساپورته... چشم اکثر جونارو آلوده کردن
حاجی صدامو میشنوی؟

علی رضا عظیمی راد
۱۰آبان

الهی رخصت...
میخواهم برایت از دلواپسی هایم بگویم
بگویم که نگران خونتان هستم
گناه سرتا پای جامعه را فراگرفته و همه را به سم گناهکار بودن مسموم ساخته
"صدایـــتان"
"نگـــــاهتان"
"حرفهــایتان"
حتی
"وصیـــــیتتان "
هم دیگر دستخوش تغییرات شده

آری ای برادر شهیدم

علی رضا عظیمی راد
۰۳مهر

جهت دریافت طرح در اندازه اصلی، به ادامه مطلب بروید.

علی رضا عظیمی راد
۱۱مرداد

 دوس دارم همیشه از زیبایی چادری بنویسم

که وقتی به سر میکنم چشمان هوس بازان و گرگ صفتان به دنبالم نیست

و راه سبز زندگیم را ادامه می دهم.من چفیه ای که بر گردنم انداختم را با زیبایی های مادی دنیا عوض نمیکنم

چفیه ای که دیروز پدر و برادر شهیدم از آن برای بستن زخم رزمنده ای استفاده کرد

من به خودم افتخار میکنم که امروز فرزند و خواهر شهیدی هستم که بخاطر من که ناموسش هستم جان شیرین خودرا

تقدیم کرد

افتخار میکنم که حجاب دارم …دوس دارم …

دوس دارم از چادری بنویسم که زیبایش چون نور همه جا را فرا گرفته و الگوی اونایی هستم که چادر به

سر نکرده و با بی حجابی خود نور تاریکی را به خود همراه دارند

دوس دارم با حجاب کامل خود دل مهدی فاطمه را شاد کنم

دوس دارم زینت حجاب خود را حفظ کنم

من از حجاب کامل خود بسیار افتخار میکنم که حجاب فاطمه را دارم حجابی که از زینب آموختم

من افتخار میکنم که به وصیت شهدا عمل کرده ام و آنها را از خود خوشنود ساختم

به راستی

❤ خداوندحجاب را ازجنس محبت آفرین❤

علی رضا عظیمی راد
۰۴خرداد
سرهنگ کلافه شده بود بعد از اینکه با دوربین محل اختفای ایرانی ها را دیده بود.نمی دانستیم چه دیده است که به یکباره چون دیوانه ها قبضه آرپی جی را ازدست خالدکشید وبه طرف تنها ایرانی باقیمانده که ما را مدت زیادی معطل کرده بود شلیک کرد. ما که قرار بود سه روز دیگر در خرمشهر باشیم، نصف یک روز آن را از دست داده بودیم.
آنقدر هول شده بود که موشک نزدیک خودمان به زمین خورد و منفجر شد. باد پرده دود و خاک انفجار را کنار زده بود که تیری ازکنار کلاه سرهنگ رد شد، سرهنگ سراسیمه میان کانال نشست. آن وقت فهمیدم ایرانی حیثیت سرهنگ را نشا نه گرفته است جواب موشک بی هدف سرهنگ را با شلیک تیری حساب شده داده بود.
به دستورسرهنگ ستونی از آرپی جیزن ها پشت دیوار به صف شدند. قبضه دوشکا روی هدف قفل شد دو نفر تیربارچی هم روی زمین دراز کشیده با قطاری ازفشنگ منتظر فرمان شلیک فرمانده بودند.
دستورآتش ِسرهنگ، جهمنی برپا کرد که نه از تنها مدافع شهر که ازدیواری هم که پشت آن پناه گرفته دیگر چیزی باقی نماند.سرهنگ فریاد کشید:
-  آتش بس.

به ستون درپناه دیوار، وسایل مردم، ماشین های سوخته و نخل های واژگون شده در دو طرف خیابان، آرام و آهسته به هدف نزدیک شدیم.دیوار همه فروریخته بود، از زیر آجرهای آن یک جفت پوتین بیرون زده بود،جوی خونی ازمیان آنهاراه بازکرده بود. دود و خاک که رفت، همه دورجنازه ایرانی جمع شدیم. اسلحه بسیارقدیمی اش که گوئی آن را ازموزه برداشته بودکناردستش افتادهبود.سرهنگ آنقدرعصبانی بود که خودش با پا آجرها را کنار زد تا صورت مدافع ایرانی نمایان شد. آن وقت بود که متوجه عصبانیت سرهنگ شدیم. عصبانیتی که با دیدن سرجنازه با سرعت اسلحه کمری اش رابیرون کشید و به دخترکشته شده ایرانی تیر خلاص زد. دختر عربی که حیثیت سرهنگ را کشته بود. 

 

تقدیم به دختران و زنانی که در عصر حاضر هم با حیا، عفت و شجاعت خود، حیثیت دشمنانمان را نشانه می گیرند

علی رضا عظیمی راد
۱۸بهمن

علی رضا عظیمی راد
۲۹دی

حکایت شنیدنی از زبان حجت الاسلام انجوی نژاد در مورد کرامات باورنکردنی ولی واقعی شهید حاج یونس زنگی آبادی 

حتما بهره ببرید

دریافت
حجم: 5.97 مگابایت
 سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) صلوات

علی رضا عظیمی راد
۱۵دی

جهت دریافت فایل با اندازه اصلی به ادامه مطلب بروید

علی رضا عظیمی راد