محجبه

محجبه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان

۸ مطلب با موضوع «متن ادبی» ثبت شده است

۰۵مهر

خون خدا
 

خون حسین نه بر خاک که برآسمان پاشیده شد مگر سرخی شفق گواه این حقیقت نیست؟
عاشورا حرکتی آگاهانه در راه رهایی است. تنها راه نپوسیدن، فوران فریادهای فروخفته نفس هایی است که در گلو خفه شده اند.
کربلا،آزمون دادخواهی و عدالت گستری است واین حسین است که در برابر دنیای همه یزیدها ایستاده است.
مردمی که همه چیز را در دنیا می بینند.وبه آب و نانی، ایمان می فروشند، برایشان چه تفاوت می کند که حسین برمسند حکومت باشد یایزید؟ که یزید حتی بیشتر به کار اینان می آید.
حسین آمده تا زمینه حیات طیبه را در زمین خشکیده انسانیت فراهم آورد و بارانی باشد برکویر دل های سوخته .
حسین آمده؛ با مرگی زندگی آفرین، تا آدمی امکان پاک زیستن را بیابد. حسین آمده تا دیوارهای بردگی یزید را فرو ریزد و پنجره ای بگشاید به آسمان بندگی خدا تا پلی بزند به آبی بی کران عشق. کربلا را با غبار کهنگی چه کار؟ که عاشورا آیینه زار جلوه جلال و جمال خداست.

علی رضا عظیمی راد
۱۷شهریور

هیجده روز از ذی الحجة میگذرد.

 

قافله ای می آید: راهش حق, بارش ایمان و مقصدش الله.

 

موجی از انسانها در دریای غدیر در تلاطم است.قافله سالاری چون محمد(ص) پیشاپیش,افق اسلام هنوز چشم انتظار طلوع خورشیدیست که با دمیدن  آن بر طومار دین, مهر"اکمال"خواهد خورد.

 

محمد(ص) پس از زیارت خانه توحید ,با کاروانیان از حج برگشته, با چهره ای مطمئن, با دستانی پربار از فیض دیدار ,با  ره توشه ای  از  طاعت و توفیق زیارت بیت الله الحرام, پیشوای این قافله نورانیست.

 

  می آید...تا در تداوم " رسالت",امت را به "امامت"دعوت کند و آنان را در کنار برکه ای به نام"غدیر خم", که در معنی ,ژرف تر از دریا و گسترده تر از سینه اقیانوس است با "امام", پیوند " ولایت"بزند تا مبلغ بلوغ مکتب و "اکمال دین " گردد و مسلمانان را پس   از خویش,به رهبری فرزند ابیطالب ازسرگردانی و حیرت, نجات دهد.

علی رضا عظیمی راد
۰۹شهریور

خوشا سر به سوداى معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست!
خوشا شیطان درون خویش را به بند کشیدن و از هر چه غیر دوست، چشم پوشیدن!
خوشا لحظه قربانى کردن بت‏هاى ظاهر و باطن به پاى عشق و هم‏سفر شدن با راهیان کوى دلدار!
خوشا گرگ‏ هاى خشم و غضب را از دیار دل خویش راندن!
خوشا نوبت به زمین زدن ناقه‏ هاى تکبر که اسباب زحمت آدمى‏ اند و سد شده ‏اند در مسیر رستگارى‏اش!
خوشا روایت «بسم الله» بر گلوى خویش خواندن و کلمه توحید را بر تخت پادشاهى قلب نشاندن!
خوشا جهاد اکبر با مدعیان دروغین خدایى و خوشا جان عزیز خویش را به قربان‏گاه عشق بردن وگذشتن از همه چیز به خاطر او!

علی رضا عظیمی راد
۱۵دی
صحبت از موسیقی عرفان بود / هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود / رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

دختر با حجب و حیا ، قرتی نبود / خانه فرهنگ ، کنسرتی نبود
 

علی رضا عظیمی راد
۲۴آذر

<صدای بیسیم>
حاجی اینجا روسری ها عقب نشینی کردن... دشمن محاصرمون کرده؛ رو پشت بومھا بمبهای بشقابی گذاشته؛
قلب و فکرمون رو هدف گرفته؛ خیلی تلفات دادیم...
حاجی اینجا مانتو ها دیگه دکمه نداره... اونم با آستین های کوتاه !!!
سلاح جدیدشون ساپورته... چشم اکثر جونارو آلوده کردن
حاجی صدامو میشنوی؟

علی رضا عظیمی راد
۱۵آبان

الهی رخصت...

"چادرم سخنها دارد"

هیچ نخواهم جز گوشی برای شنیدن و زبانی برای گفتن
آری ...
خواهرم مخاطب گفته های دل غمگینم تو هستی سخن از عمق وجودم برآید
سیاهی من با تو ...
یک دل سیر غزل و مثنوی سرآید
خطابه و سخنور نیستم جز اینکه ارثیه بانویی پهلو شکسته ام خواهـــــرم!!!
حرفها را عامیانه میگویم تا گزافه زیاد نشود

علی رضا عظیمی راد
۱۰آبان

الهی رخصت...
میخواهم برایت از دلواپسی هایم بگویم
بگویم که نگران خونتان هستم
گناه سرتا پای جامعه را فراگرفته و همه را به سم گناهکار بودن مسموم ساخته
"صدایـــتان"
"نگـــــاهتان"
"حرفهــایتان"
حتی
"وصیـــــیتتان "
هم دیگر دستخوش تغییرات شده

آری ای برادر شهیدم

علی رضا عظیمی راد
۳۰فروردين
دختر با ناز به خدا گفت:

چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان جلوه گر نکنم؟


خدا گفت:زیبای من!تو را فقط برای خودم آفریدم

دخترک،پشت چشمی نازک کرد و گفت:خدا که بخل نمی ورزد،بگذار آزاد باشم

*خدا چادر را به دخترک هدیه داد*

دخترک با بغض گفت:با این؟اینطور که محدودترم. اصلا می خواهی زندانی ام کنی؟ یعنی اسیر این چادر مشکی شوم ؟؟؟؟
علی رضا عظیمی راد